Skip to main content

امروز پنجشنبه ، ۱۶-۷-۰۵

ساده، سریع و قدرتمند

اخرین مطالب منتشر شده نیلوبلاگبیشتر بدانید ...

همین حالا ثبت نام کنید

آخرین مطالب منتشر شده در نیلوبلاگ

گاهی آنچه نمی‌بینیم، زیباترین بخشِ چیزی است که می‌بینیم!

n باغِ قصه شش گوشِ ماn n گاهی آنچه نمی‌بینیم، زیباترین بخشِ چیزی است که می‌بینیم! مفهوم ژاپنی «ما» (Ma) را می‌توان به ‌طور ساده، «فاصله» یا «فضای میان چیزها» ترجمه کرد.اما معنای آن فراتر از یک فاصله فیزیکی است.«ما» به آن فضای معناداری اشاره می‌کند که میان دو عنصر ش ... myhexagon.niloblog.com

روزِ پرچم!

امروز در تقویم روز پرچم نامگذاری شده است.در اینکه ایرانیان از زمان‌های بسیار قدیم و شاید از آغاز تشکیل سلطنت در این کشور درفش‌ها و بیرق‌هایی داشته‌اندکه در مراسم و تشریفات درباری به کار می‌برده‌اند و در سفرها و حتی در میدان‌های جنگ همراه برمی‌داشته‌اند، شکی نیست. در دوره ساسانیان قطعا دربار ایرا ... myhexagon.niloblog.com

یادگیری از به‌زیستی قاصدک!

n باغِ قصه شش گوشِ ماn n یادگیری از به‌زیستی قاصدک! قاصدک را درنظر بگیریم:یک قاصدک ممکن است تا دو هزار دانه در سال تولید کندو به صورت تصادفی با کوچکترین نسیمی آنها را در هوا رها کند.بدون اینکه کوچکترین اهمیتی بدهد که این دانه‌ها به کدام سو می‌روندو آیا وقتی به زمین ... myhexagon.niloblog.com

آنتروپی

آنتروپی شاخصی ترمودینامیکی است که تقریبا بی‌نظمی معنا می‌دهد.اصل رشد آنتروپی همان مفهومی است که قانون دوم ترمودینامیک صورت‌بندی‌اش می‌کند.قانون دوم ترمودینامیک را به شکل ساده می‌توان اینطور بیان کرد:در یک سیستم بسته، در طول زمان آنتروپی (بی‌نظمی) زیاد می‌شود.به عنوان مثال یک لیوان آب را درنظر بگیریم ... myhexagon.niloblog.com

ریزش از شاخسار مصرع‌ها!

حلاج انگور بود پس، از درختِ دارش چیدند تا وعده‌اش شراب فراهم شود تاریخ عشق و شورش اندیشه را در عصر جهل هار... عین‌القضات سیب سرخ جوانی بود پس، از درختِ دارش چیدند تا قصهٔ گناه ــ آمیزش تلخی و شیرینی ــ در چرخه‌های شعر بگردد... تا در روز جاری نیز با هر فشار ماشه حلاج و عین‌القضات‌ها مانند برگ پاییزی ... myhexagon.niloblog.com

ضدیت!

کدامیک از ما می‌توانیم ادعا کنیم که نه در درازمدت و نه در مکان‌های مختلفبلکه در کوتاه‌مدت و درهمین جایی که هستیم دچار تضاد و دستخوش تناقض نیستیم؟تناقض عیب نیست، عیب شمردن تناقض خطاست.تضادها در درون انسان برای آن است که در جدال با هم جنبه متعالی وجود آدمی متعالی‌تر شود.تضاد بد و خوب، تضاد فرشته و شیط ... myhexagon.niloblog.com

چاه ناکنده بجوشد از زمین!

n باغِ قصه شش گوشِ ماn n چاه ناکنده بجوشد از زمین! پیامبر بعدها که پیامبر شد این داستان را نقل کرد، می‌گوید: کودکی سه چهار ساله بودم و برای بازی به کوچه رفته بودم.ناگهان دو نفر سفیدپوش دیدم که مرا گرفتند و بر زمین خواباندند. نمی‌توانستم مقاومت کنم. سینه مرا شکافتند ... myhexagon.niloblog.com

6 ماه

nیادداشت‌های شخصیPERSONAL WEBLOGیک گوشه از دنیای منnاینجا جایی استnبرای چیزهاییnکه ارزش خواندن دارند.nانعکاسی از روحآخرین نوشته‌هاnافکار، تجربه‌ها و چیزهایی کهnدوست دارم با شما به اشتراک بگذارم.n ... soulmirror.niloblog.com

تیک زدن

nیادداشت‌های شخصیPERSONAL WEBLOGیک گوشه از دنیای منnاینجا جایی استnبرای چیزهاییnکه ارزش خواندن دارند.nانعکاسی از روحآخرین نوشته‌هاnافکار، تجربه‌ها و چیزهایی کهnدوست دارم با شما به اشتراک بگذارم.n ... soulmirror.niloblog.com

ذهن مشغول

nیادداشت‌های شخصیPERSONAL WEBLOGیک گوشه از دنیای منnاینجا جایی استnبرای چیزهاییnکه ارزش خواندن دارند.nانعکاسی از روحآخرین نوشته‌هاnافکار، تجربه‌ها و چیزهایی کهnدوست دارم با شما به اشتراک بگذارم.n ... soulmirror.niloblog.com

امشب و به پایان برسونیم؟

nیادداشت‌های شخصیPERSONAL WEBLOGیک گوشه از دنیای منnاینجا جایی استnبرای چیزهاییnکه ارزش خواندن دارند.nانعکاسی از روحآخرین نوشته‌هاnافکار، تجربه‌ها و چیزهایی کهnدوست دارم با شما به اشتراک بگذارم.n ... soulmirror.niloblog.com

اتفاقات جدید

nیادداشت‌های شخصیPERSONAL WEBLOGیک گوشه از دنیای منnاینجا جایی استnبرای چیزهاییnکه ارزش خواندن دارند.nانعکاسی از روحآخرین نوشته‌هاnافکار، تجربه‌ها و چیزهایی کهnدوست دارم با شما به اشتراک بگذارم.n ... soulmirror.niloblog.com

فصل جدید زندگی

nیادداشت‌های شخصیPERSONAL WEBLOGیک گوشه از دنیای منnاینجا جایی استnبرای چیزهاییnکه ارزش خواندن دارند.nانعکاسی از روحآخرین نوشته‌هاnافکار، تجربه‌ها و چیزهایی کهnدوست دارم با شما به اشتراک بگذارم.n ... soulmirror.niloblog.com

پاییز

nیادداشت‌های شخصیPERSONAL WEBLOGیک گوشه از دنیای منnاینجا جایی استnبرای چیزهاییnکه ارزش خواندن دارند.nانعکاسی از روحآخرین نوشته‌هاnافکار، تجربه‌ها و چیزهایی کهnدوست دارم با شما به اشتراک بگذارم.n ... soulmirror.niloblog.com

نفس عمیق

nیادداشت‌های شخصیPERSONAL WEBLOGیک گوشه از دنیای منnاینجا جایی استnبرای چیزهاییnکه ارزش خواندن دارند.nانعکاسی از روحآخرین نوشته‌هاnافکار، تجربه‌ها و چیزهایی کهnدوست دارم با شما به اشتراک بگذارم.n ... soulmirror.niloblog.com

خوابگاه

nیادداشت‌های شخصیPERSONAL WEBLOGیک گوشه از دنیای منnاینجا جایی استnبرای چیزهاییnکه ارزش خواندن دارند.nانعکاسی از روحآخرین نوشته‌هاnافکار، تجربه‌ها و چیزهایی کهnدوست دارم با شما به اشتراک بگذارم.n ... soulmirror.niloblog.com

جشنی برای من؛ فقط برای من

بالاخره برای مراسم فارغ تحصیلی دوشنبه هم لباس مناسب تهیه کردم ، هم موهامو کوتاه کردم و هم تونستم وقت میک آپ بگیرم ؛ در کمال ناباوری و ناامیدی و بی حوصلگی همه ش انجام شد ؛ البته با کمک آقای پلیس و خانوادش‌. چون آرایشگاه ها اصلا وقت نزدیک نداشتن . خیلی‌هاشون کلا روز دوشنبه تعطیل بودن. هرچی دو روز گذشت ... journey.niloblog.com

بندازیم گردن استاد؛ کی به کیه

در زمان حاضر ۲۳ سپتامبره و آخرین ساعات شُلِکس. روز بعد از مراسم رو کلا خوابیدم . و همچنان خوابم میاد. دیگه خسته شدم ازین حالتِ بقولِ فوتون: اینرسی ؛ و همچنان در خودم انگیزه و توان برداشتن قدم های بعدی رو نمیبینم . تو مراسم متوجه شدم شاید حدود ۱۰ درصد بچه ها ، تو همون دپارتمان که اینترنشیپ داشتن پی ا ... journey.niloblog.com

پناه بر سرترالین از شر طلسم ایرانی بودن

استادم پیامای واتساپم رو هم سین نمیکنه . یعنی دیروز گفتم به عنوان تلاش آخر، واتساپ براش پیام بذارم که اونم سین نشد . یجورایی دارم فکر میکنم دارم کارمای خودم رو پس میدم. من بخصوص این چند روز اخیر خیلی پیش اومده پیامایی که دوستام دادن باز نکردم یا خیلی دیر باز کردم و جواب دادم . واقعا نمیدونم چه مرگمه ... journey.niloblog.com

اووففف بر آنان

امروز به شوخی از طلسم نوشتم شب مامانم توی باغشون یه طلسم واقعی پیدا کرده واقن میرن پول میدن کسی رو زمین بزنن ؟؟ انقد ثروتمندین؟؟ نمیدونم چرا مامانم فکر میکنه این منم که جادو شدم . میگم مامان یعنی زندگی من الان انقدر داغونه که تو فکر میکنی این طلسم مستقیما برای فرق سر منه ؟ میگه تو خیلی تو چشمی . من ... journey.niloblog.com

۱۷ شهریور ۱۴۰۵

این چند روز اینقدر از هوای گرم تهران نالیدم که حالا با شنیدن صدای رعدوبرق و بارون کمی که عصر بارید میتونم بگم حالم بهتره. شش صبح بیدار شدن هر روز انرژی زیادی ازم می‌گیره و هر بارم به این فکر می‌کنم اگه خونه بودم دو ساعت بیشتر می‌تونستم بخوابم :) استاد راهنما بعد دو هفته بهم جواب داد. یه چیزایی ر ... dailylifenote.niloblog.com

۲۰ شهریور ۱۴۰۵

این سه روز آخر اونقدر خسته شدم که فقط دلم میخواد بخوابم. چهارشنبه همراه تیانا رفتیم تئاتر جیره بندی پر خروس برای مراسم سوگواری رو دیدیم. یه تئاتر معمولی بود که می‌تونست بهتر بشه. دیروز هم همراه زهرا رفتیم خونه فاطمه‌. بعد کارم خیلی شتابان آماده شدم تا برم خونه زهرا و از اونجا برادرش ما رو رسوند. ... dailylifenote.niloblog.com

۲۱ شهریور ۱۴۰۵

گاهی وقتا از اینکه احساسات مختلفی رو تجربه می‌کنم که براشون جوابی ندارم و نمی‌تونم کنارشون بزنم و حالم رو بهتر کنم از خودم ناامید میشم. کنارش خوب می‌شد از یه سری احساسات خلاص می‌شدم یا حداقل می‌تونستم به زبون بیارمش. پنجشنبه کنار بچه‌ها به این فکر کردم کاش مثل زهرا می‌تونستم هر چی تو ذهنم هست رو ... dailylifenote.niloblog.com

۲۵ شهریور ۱۴۰۵

امروز تو اتوبوس موقع برگشت به خوابگاه دو تا دختر روبه‌روی من داشتن درباره رزرو غذا صحبت می‌کردن‌ با شنیدن حرفاشون یه فکر مسخره‌ای تو ذهنم گذشت نکنه زمان برگشته عقب :)) به خودم گفتم الان که دانشگاه‌ها باز نشده از چی دارند حرف می‌زنند اما خب آخرش نفهمیدم و به خودم گفتم این چه فکرایی که می‌کنی تو ا ... dailylifenote.niloblog.com

۲۶ شهریور ۱۴۰۵

مغز و قلبم اصلا زمان خوبی رو برای ناراحت شدن انتخاب نکردند. نمی‌دونم شاید به خاطر این دوره مسخره پی‌ام‌اس باشه یا هر چی. دیشب اکانت یکی از استادای دوره کارشناسی رو دیدم و بعدش یه سری از همکلاسی‌هایی که تو تموم این مدت فراموش کرده بودم. اما خب مغزم تصمیم گرفت که باید ناراحت بشه و این وضعیت تا در ... dailylifenote.niloblog.com

۲۷ شهریور ۱۴۰۵

بعد از دو هفته برگشتم خونه. اول از همه از اینکه اینجا داره بارون می‌باره خوشحالم البته که این خوشحالی اونقدر نیست که بتونه جلوی فکرای منفی و حال ناراحت منو بگیره. این چند روز زیادی پر حرف شدم. با بقیه و با خودم. کلی فکرهای مختلف تو ذهنم میاد و میره و سر همه‌شون با خودم بلند بلند فکر می‌کنم و آخر ... dailylifenote.niloblog.com

۲۹ شهریور ۱۴۰۵

تنها اتفاق به‌روزی که تو این دو سه روز برام افتاده اینه که قابلیت حذف ترم پیش دوباره فعال شده و بعد تماسم با مسئول آموزش و بعد از کلی دعوا کردن باهام گفت می‌تونه ترم قبل رو برام حذف کنه. با این کارش دیگه هفت ترمه نمیشم و قابلیت دفاع کردن تا آخر زمستون رو دارم و اینجوری برام بهتر میشه و نیازی نیس ... dailylifenote.niloblog.com

۳۰ شهریور ۱۴۰۵

غروب با مامان دعوام شد :)) سر همون چیزای تکراری. میتونستم اینقدر زود واکنش نشون ندم اما خب خسته شدم حقیقتا. از وقتی بابابزرگ مرده رفتارهای خانواده بابا بیشتر دارند تو روند زندگی‌مون تاثیر میذارند. شما ببین برای بابای من هیچ وقت ارزش قائل نبودند هیچ وقت نشد بهمون تو سخت‌ترین موقعیت‌ها کمک کنند ام ... dailylifenote.niloblog.com

۳۱ شهریور ۱۴۰۵

در روز جاری گواهینامه‌م اومد اما حقیقتش خوشحال نشدم. به خاطر وضعیتی که اطرافم در جریانه و کاری نمی‌تونم بکنم و تنها حرص خوردن و ناراحت شدنش برام می‌مونه. میخواستم برم فایل‌های مصاحبه رو تایپ کنم که امشب واقعاً حوصله‌ش رو ندارم. در روز جاری همکارم گفت یکی از سایت‌هایی که این دو سه سال روش کار می‌ ... dailylifenote.niloblog.com

۳ مهر ۱۴۰۵

برای خوابگاه نامه زدم به معاونت دانشجویی و یه جواب سربالا گرفتم. منتظر زمان آیندهم تا ببینم وقتی الهام میره کوی چی میشه و بعد از اونم دوباره خودم زنگ می‌زنم. از وقتی حذف ترمم اوکی شد و حالا می‌دونم تا بهمن فرصت دفاع دارم متاسفانه برای پایان کار‌نامه دوباره شل کردم. مصاحبه‌ها هم تموم شده و به جز ... dailylifenote.niloblog.com

هنگ کردن

فقط دو هفته تا تافل مونده. در زمان حاضر اینقدر هنگ کرده بودم که حتی نمی تونستم یه کلمه انگلیسی صحبت کنم. به این فکر می کنم که اگه سه سال پیش ویزام اومده بود من الان بوستون زندگی میکردم! الان مقاله های استادی که منو گرفته بود نگاه میکردم، یکی از پیشرو ترین افراد توی این حوزه شده. ای افسوس! خیلی افسوس ... ee96.niloblog.com

تافل

+ تافل رو امتحان دادم. نمرش عالی نشد ولی خدا رو شکر مینیممی که میخواستم رو گرفتم. 20 روز خوندن! 10 روزش سرکار بودم. + مصاحبه پذیرش رو خراب کردم!!!!!!! حالا باید تا سه هفته دیگه صبر کنم ببینم چی میشه. + فقط فشارها از روم کم شده + زمان آینده میرم آزمایش خون ببینم این مدت که ورزش نکردم وضعیت بدنم چطوری ... ee96.niloblog.com

ساعت

من همیشه از بی پولی هام نوشتم. در زمان حاضر بعد از 13 ماه کار کردن توی جای به‌روز تونستم برای خودم ساعت بخرم. از وقتی 8 سالم بود ساعت داشتم ولی 4 سال پیش اول سربازی ساعتم خراب شد. این قدر وضع مالیم خراب شد که دیگه نتونستم ساعت بخرم. الان تونستم یه Galaxy Watch 8 Classic با تلاش های خودم بخرم. هم باب ... ee96.niloblog.com

لحظه آخر

n n n لحظه آخرn n n دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۴۰۵، 19:7n n n فکر کنم طلسم شدم. برای پوزیشن استرالیا همه چیز داشت خوب جلو میرفت. فاند رو برنده شدم، نمره زبانم اکی شد و .... الان طبق معمول توی لحظه‌ی آخر یه اتفاق غیر معمول افتاد. ادمیشن دانشگاه گیر داده به معدلم. میگه مینیمم ما از 100، 80 هست بع ... ee96.niloblog.com

سنگ جدید

n n n سنگ نوینn n n دوشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۵، 18:36n n n خیلی وقته اینجا چیزی ننوشتم. اینقدر اتفاق های عجیب و غریب با سرعت افتاده که همه چی از دستم در رفته. کاش می تونستم هر روز بیام اینجا و بنویسم. اینقدر دلم نوشتن مداوم میخواد که نگو. اگه بخوام بگم:+ مشکل دو نمره ی زبان حل شد. حداقل ... ee96.niloblog.com

شروع پاییز

n n n ابتدا پاییزn n n جمعه سوم مهر ۱۴۰۵، 21:20n n n خب مثل اینکه پاییز اومده.+ اول اینکه درگیر سرماخوردگی هستم و برای روز بعد هم استعلاجی گرفتم. چند روز خیلی حالم بد بود+ چهارشنبه‌ی قبلی هم رفتم دندونپزشک دندونم رو روکش کنم. احتمالا دو تا از دندون های جلوم رو کامپوزیت کنم+ هفته‌ی بعدی ددلا ... ee96.niloblog.com

جنگیدن یا زیستن

در میان همکاران علمی روابط پیچیده ای وجود داره. اینکه ادم درس خوانده ای هستی و البته اگر درس خوانده باشی و شانسی بالا نیامده باشی، وجوه انسانی که همه ما درگیرش هستیم در روابط میان ما تاثیر زیادی داره. انسان بودن وجه مشترک همه ماست با همه دردها و اذیت هایی که شدیم بعلاوه زخمهایی که در روابط علمی خورد ... watchmegrow.niloblog.com

مسکین و یتیم

دلیلش را نمی دانم اما بلاگفا اجازه ورود به وبلاگم را نمی دهد. می گوید کوکی ها را از دست داده ام وقتی که وبلاگ را ناگهانی بسته ام. و من به نوشتن زنده ام. و باید بنویسم تا بتونم نفس بکشم. وقتی نمی نویسم سایه و غباری روی ذهنم هست که نه می گذارد ببینم نه نفس بکشم. دیروز خبر خوبی شنیدم. از اینکه شاید فرص ... watchmegrow.niloblog.com

من دیگه زنگ نزدم...اونم

صبح ها با خستگی بسیار زیادی از خواب بیدار میشم. انگار یک فعالیت سنگین کرده باشم. از زمانی که یادم میاد در همه عمرم اینطور بوده. از خواب که بیدار شدم باید کمی استراحت کنم که خستگی خوابیدن از تنم بره. طبق معمول یکی از ریشه های ان استرس است. با اینکه به اندازه می خوابم اما صبحها با خستگی و گیجی از خواب ... watchmegrow.niloblog.com

چند باره مردن

من هم دلم می خواست بی برنامه بودم. اصلا خاطرم نیست چطور تبدیل به یک ماشین برنامه ریزی شدم که برای هر کاری باید برنامه مشخصی داشته باشم و اگر انجام نشد احساس بدی پیدا کنم و برای فرار از ان احساس بد بیشتر تلاش کنم که به برنامه ام پای بند باشم. این باعث شد ذهن و مغز همیشه فعالی داشته باشم که هیچ چیز یا ... watchmegrow.niloblog.com

گاهی شگفت زده می شوم

در زمان حاضر رفتم پیاده روی. برق رفت و من هم تمایلی داشتم که بیرون بروم. اینجا همیشه تقریبا داغ است. گاهی کمی بیشتر گاهی کمی کمتر گاهی فقط داغ. در زمان حاضر فقط داغ بود. از فضای خاک و خلی میان دو ساختمان که می گذشتم پیچیکی را دیدم که خودش را به سروی گره زده و بالاکشیده. گلهایی هم داده بود و غنچه های ... watchmegrow.niloblog.com

کره بادام زمینی

همه چیز از یک شیشه کره بادام زمینی آغاز شد. بهاش 550 بود. بردم کنار پیشخوان سوپر بهم ریخته ای که جنس هایش را به بها قبل می داد. گفتم همین ارزش هست گفت نه می شود 530 تومن. 20 تومن تخفیف دارد. نگاهی کردم و گذاشتم سر جایش. ماست همزده برداشتم. پنیر خامه ای ویلی و خامه کاله برای چیز کیک برای عزیزی و یک ب ... watchmegrow.niloblog.com

یه دل میگه برو

n به تماشا بنشینn رنج و من n یه دل میگه برو بروn امروز بعد از حدود دو ماه می خوام برم دانشگاهی که اسمش گذاشتم مقتل. متقل کسانی که قربانی شدند و مدفن من. جایی که قرار است من و اینده علمی من در آن دفن شویم. هر دو با هم. از دیروز دارم با هوش مصنوعی حرف می زنم و گاهی ... watchmegrow.niloblog.com

صاحبخانه

دیروز صاحبخانه مهمان خانه من بود. با شوهرش و دو دخترش. من از دیدن شان طفره می رم. این سومین باریه که امدن خانه من و دو بار هم دعوت شان را رد کردم. یعنی بهانه اوردم که تهرانم یا می خواهم تهران بروم. اینجا دو سه تا عمو داره اما نمی دونم چرا میان خونه ما. من با غریبه ها زیاد رفت و امد نمی کنم. بخصوص غر ... watchmegrow.niloblog.com

دیروز و سوره زلزال

برای بستن دهان دانشگاه و چون تصمیم ندارم جلساتی را شرکت کنم، دعوت های خارج از دانشگاه را می پذیرم. دیروز هم یکی از این دعوت ها را پذیرفتم و خودم را شکنجه دادم. از شش و نیم صبح تا سه عصر این رفت و امد را تحمل کردم بدون اینکه بیشتر از 15 ثانیه با راننده حرف زده باشم. ساکت و متفکر رفتم و برگشتم. طوری ب ... watchmegrow.niloblog.com

اندازه چای سبز

حدود 11 یا 12 سال پیش که دورانی شبیه دوران الانم را تجربه می کردم هر چه ملکیان بود گوش کردم. ملکیان حکمتی دارد به اسم حکمت به من چه. به این معنا که وقتی با موقعیتی مواجه می شوید از خودتان بپرسید به من مربوط است؟ اگر مربوط نیست به شما ارتباطی ندارد. پس به من چه و دخالت نکنید. به ظاهر نوعی بی تفاوتی م ... watchmegrow.niloblog.com

هیچ

دوست دارم وقتی میام اینجا از اتفاقات خوب و مثبت زندگیم بنویسم. از خوشحالی‌هام. اما چیزی به ذهنم نمیرسه. فکر میکنم مهمترین اتفاق خوب این روززها بوییدن گل شب بوی توی گلدونم بود. چند شب قبل. حس خوبی بود. مثل عاشق شدن. نه از اون عشق‌هایی که بعدا فقط پشیمونی میاره. حس خوبی بود چون گل شب بوی من پاکه، معصو ... hichekheilibozorg.niloblog.com

برف

خواب دیدم یه سری دوست و شاگرد دارم که قراره باهم یه پروژه رو به سرانجام برسونیم. تو حیاط خونه. طبق معمول همون حیاط قدیمی رو خواب دیدم. مادر یه چیزی رو تو حیاط می‌تکوند که یهو برف شروع کار کرد به باریدن. دونه‌های درشت برف، شلوغ اما بی‌صدا روی زمین میخوابیدن و یهو همه‌جا سفید شد. همه‌ی دوست‌ها و شاگرد ... hichekheilibozorg.niloblog.com

چه کنم؟

قرار بود برای دخترها کت بخرم. اما هر دوشون یه مدلی روانتخاب کردن که متاسفانه شامل اون سفارشهای قسطی نمی‌شد. بابا هم گفت که پول نداره. آبجی هم رفته بود تهران و نمیشد تو اون وضعیت بد ازش پول بخوام. برای همین گفتم صبر کنم تا سر ماه. حالا این چند روز هم مهمان داشتیم هم من کاهلی کردم و یادم رفت. الان رفت ... hichekheilibozorg.niloblog.com

زندگی مسخره

تو هفته‌ای که مادر رفته بود سفر حج، خونه مدام شلوغ بود. میدونم از سر مهر و محبتشون بود که میخواستن جای خالی مادر رو حس نکنیم. یه دو سه روزی هر بار که من دستم بند بود و مثلا شروع کار میکردن به کمک و شستن یه چیزی روی ظرفشویی یهو بهم میگفتن اینا چیه به در کابینت بالایی چسبیده؟ منم که چیزی نمیدیدم میگفت ... hichekheilibozorg.niloblog.com

لیست آخرین مطالب منتشر شده ...فهرست وبلاگ ها